اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
رهی معیری
»
رباعیها
بخش ۵ - گفتار اندر آفرینش آفتاب
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
تمنای عاشق : آن را که جفا جوست نمی باید خواست
بی خبری : مستان خرابات ز خود بی خبرند
آشیان سوز : ای جلوهٔ برق آشیان سوز تو را
آیینه صبح : داریم دلی صاف تراز سینه صبح
نوشین لب : گلبرگ یه نرمی چو بر و دوش تو نیست
افسونگر : یا عافیت از چشم فسونسازم ده
لعل ناب : خم گشت به لعلگون شراب آبستن
دیار شب : جانم به فغان چو مرغ شب می آید
خانه به دوش : چون ماه نو از حلقه به گوشان توایم
ناله بی اثر : ای ناله چه شد در دل او تاثیرت
مردم چشم : بی روی تو گشت لاله گون مردم چشم
شباهنگ : از آتش دل شمع طرب را مانم
جدایی : ای بی خبر از محنت روز افزونم
اندوه مادر : آسودگی از محن ندارد مادر
سوختگان : هر لاله آتشین دل سوخته ای است
بیدادگری : از ظلم حذر کن اگرت باید ملک
مسعود : مسعود که یافت عز و جاه از لاهور
آرزو : کاش امشبم آن شمع طرب میآمد
در ماتم صبحی : دردا که بهار عیش ما آخر شد