اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
اقبال لاهوری
»
رموز بیخودی
بخش ۱۲
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
رموز بیخودی : جهد کن در بیخودی خود را بیاب
پیشکش به حضور ملت اسلامیه : منکر نتوان گشت اگر دم زنم از عشق
تمهید : در معنی ربط فرد و ملت : فرد را ربط جماعت رحمت است
در معنی اینکه ملت از اختلاط افراد پیدا میشود و تکمیل تربیت او از نبوت است : از چه رو بر بسته ربط مردم است
ارکان اساسی ملیهٔ اسلامیه - رکن اول: توحید : در جهان کیف و کم گردید عقل
در معنی اینکه یأس و حزن و خوف ام الخبائث است و قاطع حیات و توحید ازالهٔ این امراض خبیثه می کند : مرگ را سامان ز قطع آرزوست
محاورهٔ تیر و شمشیر : سر حق تیر از لب سوفار گفت
حکایت شیر و شهنشاه عالمگیررحمة الله علیه : شاه عالمگیر گردون آستان
رکن دوم: رسالت : تارک آفل براهیم خلیل
در معنی اینکه مقصود رسالت محمدیه تشکیل و تأسیس حریت و مساوات و اخوت بنی نوع آدم است : بود انسان در جهان انسان پرست
حکایت بوعبید و جابان در معنی اخوت اسلامیه : شد اسیر مسلمی اندر نبرد
حکایت سلطان مراد و معمار در معنی مساوات اسلامیه : بود معماری ز اقلیم خجند
در معنی حریت اسلامیه و سر حادثهٔ کربلا : هر که پیمان با هوالموجود بست
در معنی اینکه چون ملت محمدیه مؤسس بر توحید و رسالت است پس نهایت مکانی ندارد : جوهر ما با مقامی بسته نیست
در معنی اینکه وطن اساس ملت نیست : آنچنان قطع اخوت کرده اند
در معنی اینکه ملت محمدیه نهایت زمانی هم ندارد، که دوام این ملت شریفه موعود است : در بهاران جوش بلبل دیده ئی
در معنی اینکه نظام ملت غیر از آئین صورت نبندد و آئین ملت محمدیه قرآن است : ملتی را رفت چون آئین ز دست
در معنی اینکه در زمانه انحطاط تقلید از اجتهاد اولی تر است : عهد حاضر فتنه ها زیر سر است
در معنی اینکه پختگی سیرت ملیه از اتباع آئین الهیه است : در شریعت معنی دیگر مجو
در معنی اینکه حسن سیرت ملیه از تأدب به آداب محمدیه است : سائلی مثل قضای مبرمی
در معنی اینکه حیات ملیه مرکز محسوس میخواهد و مرکز ملت اسلامیه بیت الحرام است : می گشایم عقده از کار حیات
در معنی اینکه جمعیت حقیقی از محکم گرفتن نصب العین ملیه است و نصب العین امت محمدیه حفظ و نشر توحید است : با تو آموزم زبان کائنات
در معنی اینکه توسیع حیات ملیه از تسخیر قوای نظام عالم است : ایکه با نادیده پیمان بسته ئی
در معنی اینکه کمال حیات ملیه این است که ملت مثل فرد احساس خودی پیدا کند و تولید و تکمیل این احساس از ضبط روایات ملیه ممکن گردد : کودکی را دیدی ای بالغ نظر
در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است : نغمه خیز از زخمهٔ زن ساز مرد
در معنی اینکه سیدة النساء فاطمة الزهراء اسوه کامله ایست برای نساء اسلام : مریم از یک نسبت عیسی عزیز
خطاب به مخدرات اسلام : ای ردایت پردهٔ ناموس ما
قل هوالله احد : من شبی صدیق را دیدم بخواب
الله الصمد : گر به الله الصمد دل بسته ئی
لم یلد و لم یولد : قوم تو از رنگ و خون بالاتر است
ولم یکن له کفواً احد : مسلم چشم از جهان بر بسته چیست؟
عرض حال مصنف بحضور رحمة للعالمین : ای ظهور تو شباب زندگی