اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
الهی نامه
»
بخش هفدهم
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
المقالة السابع عشر : پسر گفتش بر محبوب و معیوب
جواب پدر : پدر گفتش عزیزا چند گوئی
(۱) حکایت گوسفندان و قصّاب : چنین گفت آن امیر دردمندان
(۲) حکایت باز با مرغ خانگی : ز مرغ خانگی بازی برآشفت
(۳) حکایت آن بیننده که از احوال مردگان خبر میداد : یکی بینندهٔ معروف بودی
(۴) حکایت جواب آن شوریده حال در کار جهان : یکی پرسید آن شوریده جان را
(۵) حکایت سؤال کردن آن مرد دیوانه از کار حق تعالی : یکی پرسید ازان دیوانه ساری
(۶) حکایت جهاز فاطمه رضی الله عنها : اُسامه گفت سیّد داد فرمان
(۷) حکایت آن پیر که دختر جوان خواست : مگر پیری یکی دختر جوان خواست
(۸) حکایت آن درویش با ابوبکر ورّاق : شبی در خواب دید آن مردِ مشتاق
(۹) حکایت آن پیر که خواست که او را میان دو گورستان دفن کنند : چو بود آن شیخ سالی شصت هفتاد
(۱۰) حکایت سفیان ثوری رحمه الله : مگر سُفیان ثوری چون جوان بود
(۱۱) حکایت مسلمان شدن یهودی وحال او : یکی پیر معمّر بود در شام