اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : آن راه که راه عالم عرفان است
شمارهٔ ۲ : هر ذات که در تصرّف دوران است
شمارهٔ ۳ : چندان که نگاه میکنم حیرانی است
شمارهٔ ۴ : بنشین که اگر بسی گذر خواهی کرد
شمارهٔ ۵ : بر بوی یقین درین بیابان رفتیم
شمارهٔ ۶ : گر عقل مرا مصلحت اندیش آمد
شمارهٔ ۷ : احوالِ جهان سخت عجیب افتادهست
شمارهٔ ۸ : مائیم و نصیب جز جگر خواری نه
شمارهٔ ۹ : دانی که چهایم نه بزرگیم نه خُرد
شمارهٔ ۱۰ : مائیم در اوفتاده چون مرغ به دام
شمارهٔ ۱۱ : از آرزوی یقین چو مینتوان زیست
شمارهٔ ۱۲ : ای دل هر دم غم دگرگون میخور
شمارهٔ ۱۳ : این درد چه دردیست که درمانش نیست
شمارهٔ ۱۴ : حالِ دلِ باژگونه مینتوان گفت
شمارهٔ ۱۵ : دل از همه عالم به کنار آمد باز
شمارهٔ ۱۶ : دردا که بجز درد مرا کار نبود
شمارهٔ ۱۷ : آن میخواهم که جایگاهی گیرم
شمارهٔ ۱۸ : هر روز غمی به امتحانم آمد
شمارهٔ ۱۹ : دردا که ز خود بیخبرم باید مرد
شمارهٔ ۲۰ : زانگه که بقا روی نمودست مرا
شمارهٔ ۲۱ : امروز منم ذوقِ خرد نادیده
شمارهٔ ۲۲ : آگاه نیم از دل و جانم که چه بود
شمارهٔ ۲۳ : چون عمر بشد زادِ رهم از «چه کنم»
شمارهٔ ۲۴ : بس رنج کشم طرب نمیدانم چیست
شمارهٔ ۲۵ : چون چارهٔ خویش میندانم چه کنم
شمارهٔ ۲۶ : دل نیست مرا، یکی مصیبت خانهست
شمارهٔ ۲۷ : سرگردانی بسوخت جانم چه کنم
شمارهٔ ۲۸ : سبحان الله! بر صفتی حیرانم
شمارهٔ ۲۹ : از پای در آمدم ز سرگردانی
شمارهٔ ۳۰ : از دنیی فانیم جوی نیست پدید
شمارهٔ ۳۱ : نه در سفرم یک دم و نی در حضرم
شمارهٔ ۳۲ : چندان که بدین قصه فرو مینگرم
شمارهٔ ۳۳ : امروز منم شیفتهای حیرانی
شمارهٔ ۳۴ : امروز منم ز خان و از مان بیرون
شمارهٔ ۳۵ : گه چون مه از آرزوی حق کاستهایم
شمارهٔ ۳۶ : گر برکشم از سینهٔ پرخون آهی
شمارهٔ ۳۷ : از هم نفسانم اثری نیست امروز
شمارهٔ ۳۸ : دل هرچه که دید خشک لب دید همه
شمارهٔ ۳۹ : چندان که مرا عقل و بصر خواهد بود
شمارهٔ ۴۰ : چندان که مرا عقل به تن خواهد بود
شمارهٔ ۴۱ : چون بیخبرم از آنکه تقدیرم چیست
شمارهٔ ۴۲ : نی کس خبری میدهد از پیشانم
شمارهٔ ۴۳ : هر لحظه تحیر به شبیخون آید
شمارهٔ ۴۴ : چندان که ز هر شیوه سخن میگویم
شمارهٔ ۴۵ : در بادیهٔ جهان دری بنمایید
شمارهٔ ۴۶ : یک بیدل و بیرأی چو من بنمایید
شمارهٔ ۴۷ : دل رفت و جگر با دل ریش آمد باز
شمارهٔ ۴۸ : من زین دل بیخبر بجان آمدهام