اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : خواهی که دلت محرم اسرار آید
شمارهٔ ۲ : هر چند که در ره دراز استادی
شمارهٔ ۳ : نه جان تو با سرّ الاهی پرداخت
شمارهٔ ۴ : گر میخواهی که مرد مقبول شوی
شمارهٔ ۵ : در راه طلب مرد بهمت باید
شمارهٔ ۶ : ای مرد رونده مرد بیچاره مباش
شمارهٔ ۷ : تا مرغ دل تو بال وپر نگشاید
شمارهٔ ۸ : تا کی دل تو گرد جهان بر پرّد
شمارهٔ ۹ : تا چند نه آرام ونه بشتافتنت
شمارهٔ ۱۰ : از غیب گرت هست نشان آوردن
شمارهٔ ۱۱ : گر مرد رهی راه نهان باید رفت
شمارهٔ ۱۲ : خواهی که به عقبی به بقایی برسی
شمارهٔ ۱۳ : رعنائی و نازکی رها باید کرد
شمارهٔ ۱۴ : کو راه روی که ره نوردش گویم
شمارهٔ ۱۵ : جان را که ز تن رحیل میباید کرد
شمارهٔ ۱۶ : تا چند ز نیستی و هستی ای دل
شمارهٔ ۱۷ : جانی دگرست و جانفزایی دگرست
شمارهٔ ۱۸ : آن گنج که من در طلب آن گنجم
شمارهٔ ۱۹ : مرغ دل من که بود چون شیدایی
شمارهٔ ۲۰ : نه جان رهِ جان فزای خود یابد باز
شمارهٔ ۲۱ : وقتی است که دیدهیی به دیدار کنم
شمارهٔ ۲۲ : با قوّت عشق تو به جان میکوشم
شمارهٔ ۲۳ : در عشق تو هردلی که مردانه بود
شمارهٔ ۲۴ : درعشق گمان خود عیان باید کرد
شمارهٔ ۲۵ : گر مرد رهی میان خون باید رفت
شمارهٔ ۲۶ : هر لحظه ز چرخ بیش میباید رفت
شمارهٔ ۲۷ : نردِ هوسِ وصال میباید باخت
شمارهٔ ۲۸ : بنشستهای و بسی سفر داری تو
شمارهٔ ۲۹ : چون تو غم بیشمار خودخواهی داشت
شمارهٔ ۳۰ : ای آن که هزار گونه سودا داری
شمارهٔ ۳۱ : از بس که غم دنیی مردار خوری
شمارهٔ ۳۲ : از دورِ فلک زیر و زبر خواهی شد
شمارهٔ ۳۳ : هر چند که دریای پر آب آمد پیش
شمارهٔ ۳۴ : کی نیک افتد ترا که بد میباشی
شمارهٔ ۳۵ : ای دوست اگر تو دوستدار خویشی
شمارهٔ ۳۶ : اوّل قدمت دولت انبوه مجوی
شمارهٔ ۳۷ : ای بیخبران دلی به جان دربندید
شمارهٔ ۳۸ : تو خفته وعاشقان او بیدارند
شمارهٔ ۳۹ : ای پای ز دست داده در پی نرسی
شمارهٔ ۴۰ : دل بستهٔ روی چون نگار او کن
شمارهٔ ۴۱ : گر هست درین راه سر بهبودت
شمارهٔ ۴۲ : هر دل که ز سِرِّ کار آگاهی یافت
شمارهٔ ۴۳ : بی ره رفتن، رموز میاندیشی
شمارهٔ ۴۴ : گر باز نماید سَرِ یک موی به تو
شمارهٔ ۴۵ : یادست ازین هوس بمی باید داشت
شمارهٔ ۴۶ : پیوسته به دست خود گرفتاری تو
شمارهٔ ۴۷ : هر گاه که گوهر محبّت جویی
شمارهٔ ۴۸ : ای خلق چرا در تب و تفتید آخر
شمارهٔ ۴۹ : آن را که کلید مشکلی میباید
شمارهٔ ۵۰ : گه پیشرو نبرد میباید بود