اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : دنیا که برای ره گذر باید داشت
شمارهٔ ۲ : گر مرد رهی،رَخْت به دریا انداز
شمارهٔ ۳ : چون مرگ در افکند به غرقاب ترا
شمارهٔ ۴ : چون هرچه بود اندک و بسیار نبود
شمارهٔ ۵ : دیدی تو که محنت زده و شاد بمرد
شمارهٔ ۶ : عمری به هوس گذاشتی خیز و برو
شمارهٔ ۷ : دانی تو که هر که زادناچار بمرد
شمارهٔ ۸ : چون قاعدهٔ بقای ما عین فناست
شمارهٔ ۹ : کارت همه چون که خوردن و خفتن بود
شمارهٔ ۱۰ : تو بیخبری و تا خبر خواهد بود
شمارهٔ ۱۱ : چون مردن تو چارهٔ یکبارگی است
شمارهٔ ۱۲ : چون پنداری در بُنهٔ ما افتاد
شمارهٔ ۱۳ : بر لوحِ دلت نقشِ دو عالم رقم است
شمارهٔ ۱۴ : گر مرد رهی، حدیث عالم چه کنی
شمارهٔ ۱۵ : ای دل صفت نفس بد اندیش مگیر
شمارهٔ ۱۶ : چون بسیارست ضعف در ایمانت
شمارهٔ ۱۷ : گفتی تو که مرگ چیست ای بینایی
شمارهٔ ۱۸ : ای جان سبک روح! گران سنگی چیست
شمارهٔ ۱۹ : در عالم محنت به طرب آمدهیی
شمارهٔ ۲۰ : ای آنکه همیشه نفس خشنود کنی
شمارهٔ ۲۱ : بر هر وجهی که بستهٔ اسبابی
شمارهٔ ۲۲ : تا کی ز غم زیان وسودت آخر
شمارهٔ ۲۳ : دردا که به درد ناگهان خواهی شد
شمارهٔ ۲۴ : چون قاعدهٔ وجود پنداشتن است
شمارهٔ ۲۵ : دل از طربِ زمانه برداشتنیست
شمارهٔ ۲۶ : آن چیست مرا از غم و تیمار که نیست
شمارهٔ ۲۷ : جانی است درین راه خطرناک شده
شمارهٔ ۲۸ : از عمر، تمام بهره، برداشته گیر
شمارهٔ ۲۹ : هر دیده که روی در معانی آورد
شمارهٔ ۳۰ : عشاق که قصّهٔ دل افروز کنند
شمارهٔ ۳۱ : هر روز ز دل بر سرِ آتش میباش
شمارهٔ ۳۲ : تا چند درِ فتوح جان دربندی
شمارهٔ ۳۳ : هم تن ز وجودِ جان فرو خواهد ماند
شمارهٔ ۳۴ : گر دیدهوری جمله نکو باید دید
شمارهٔ ۳۵ : گر عقل تو کامل است کم خور غم خویش