اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : چون روی تو در همه جهان روی کراست
شمارهٔ ۲ : بی موی تونیست موی کس موئی راست
شمارهٔ ۳ : تا روی ز زیرِ پرده بنمودی تو
شمارهٔ ۴ : در کوی تو آفتاب منزل بگرفت
شمارهٔ ۵ : ای واقعهٔ عشقِ تو کاری مشکل
شمارهٔ ۶ : عشقت به هزار پادشاهی ارزد
شمارهٔ ۷ : ای زلفِ تو صد دامِ ستم افکنده
شمارهٔ ۸ : جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت
شمارهٔ ۹ : زلف و رخِ تو که قصدِ جان دارندم
شمارهٔ ۱۰ : ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه
شمارهٔ ۱۱ : ای پیش تو سرو و ماه پیوسته رهی
شمارهٔ ۱۲ : چون ماه، به قطع، آب روی تو نداشت
شمارهٔ ۱۳ : گر پرده ز روی دلستان برگیری
شمارهٔ ۱۴ : ای گم شده درحسنِ تو هر دیدهوری
شمارهٔ ۱۵ : تا دیده بر آن عارضِ گلگون افتاد
شمارهٔ ۱۶ : گر در همه عمر آرزوئیم بوَد
شمارهٔ ۱۷ : ای تُرک! دلم غاشیه بر دوش تو شد
شمارهٔ ۱۸ : تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدم
شمارهٔ ۱۹ : در جنب رخت چو ماه میننماید
شمارهٔ ۲۰ : بی عشق تو زیستن دریغم آید
شمارهٔ ۲۱ : ای حسن تو درحدّ کمال افتاده
شمارهٔ ۲۲ : خورشید که چرخ در نکوئیش آورد
شمارهٔ ۲۳ : ای نرگسِ صفرا زده سودائی تو
شمارهٔ ۲۴ : لعلت که بلای دل و دین آید هم
شمارهٔ ۲۵ : تا روی چو آفتاب جانان بفروخت
شمارهٔ ۲۶ : گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیست
شمارهٔ ۲۷ : عشق رخ تو که کیمیای خطرست
شمارهٔ ۲۸ : گاهی ز سرِ زلفِ سیاهت ترسم
شمارهٔ ۲۹ : کوثر که لبِ ترا ندیم افتادهست
شمارهٔ ۳۰ : ماهی که ز رخ یک سرِ مویم ننمود
شمارهٔ ۳۱ : آن ماه که سجده بُرد انجم او را
شمارهٔ ۳۲ : بی لعلِ لبش شکرستان میچکنم
شمارهٔ ۳۳ : بگشاده رخ و بسته قبا میآید
شمارهٔ ۳۴ : آن روز که روی دلستان نتوان دید
شمارهٔ ۳۵ : شرطِ رَهِ عشق چیست، درخون گشتن
شمارهٔ ۳۶ : ای باد به سوی زلفِ آن یار بتاز
شمارهٔ ۳۷ : دوش آمد و بنشست به صد زیبایی
شمارهٔ ۳۸ : از بادهٔ عشق تو خماری دارم
شمارهٔ ۳۹ : دل، خستهٔ چشم ناوک انداز مدار
شمارهٔ ۴۰ : اول که به پیشِ خویشتن راهم داد
شمارهٔ ۴۱ : زلف تو برفت از نظرم چه توان کرد
شمارهٔ ۴۲ : دل دادم و ترکِ کفر ودینش کردم
شمارهٔ ۴۳ : زلف تو که بود آرزوئی همه را
شمارهٔ ۴۴ : دل در خم آن زلف چو زنجیر بماند
شمارهٔ ۴۵ : جانا! ز همه جهان نشستم برتر
شمارهٔ ۴۶ : تا در سر زلفت خم و چین افکندی
شمارهٔ ۴۷ : زلف تو که چون مشک به هر سوی افتاد
شمارهٔ ۴۸ : دل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»
شمارهٔ ۴۹ : شب نیست که جان بی تو به لب مینرسد
شمارهٔ ۵۰ : در زلف اگرچه جایگاهی سازی
شمارهٔ ۵۱ : زان خط که به گردِ شکر آوردی تو
شمارهٔ ۵۲ : بوئی که ز زلف مشکبوی تو رسد
شمارهٔ ۵۳ : چون گشت دل من از سر زلف تو مست
شمارهٔ ۵۴ : در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست
شمارهٔ ۵۵ : گر لعل لب تو آب حیوانم داد
شمارهٔ ۵۶ : هرکاو رخ تو بدید حیران ماند
شمارهٔ ۵۷ : ای خاصیتِ لعل تو جان پروردن
شمارهٔ ۵۸ : دل در سر زلف چون توحسن افروزی
شمارهٔ ۵۹ : مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود
شمارهٔ ۶۰ : چون چشمِ تو تیرِ غمزه محکم انداخت
شمارهٔ ۶۱ : گفتی که اگر میطلبی تدبیری
شمارهٔ ۶۲ : دل روی بدان زلفِ سرافراز آورد
شمارهٔ ۶۳ : گه لعلِ تو از قند دلم خواهد تافت
شمارهٔ ۶۴ : تا زلف ترا به خونِ دل، رای افتاد
شمارهٔ ۶۵ : در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون است
شمارهٔ ۶۶ : ای بیخبر از رنج و گرفتاری من
شمارهٔ ۶۷ : گر کشته شوم کشته به نامِ تو شوم
شمارهٔ ۶۸ : چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم
شمارهٔ ۶۹ : تا زلفِ زره ورت به هم تافته شد
شمارهٔ ۷۰ : تا در سرِ زلفت خم و تاب افکندی
شمارهٔ ۷۱ : چون مشکِ خط تو سایه ور میافتد
شمارهٔ ۷۲ : زلف تودگر ز دست نگذارم من
شمارهٔ ۷۳ : ای پردهٔ دل پرده نوازت بوده
شمارهٔ ۷۴ : بیچاره دلِ من که غمِ جانش نیست
شمارهٔ ۷۵ : گر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم داد
شمارهٔ ۷۶ : تا کی کمرِ عهد و وفا باید بست