اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب پنجاهم: در ختم كتاب
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : ای دوست بدان کاین فلک پیروزه
شمارهٔ ۲ : جبریل به پرِّ جان ما پرّیدست
شمارهٔ ۳ : بحر کرم و گنج وفا در دل ماست
شمارهٔ ۴ : بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
شمارهٔ ۵ : شد در همه آفاق عَلَم شیوهٔ ما
شمارهٔ ۶ : یک قطره ز فقرِ دل سوی صحرا شد
شمارهٔ ۷ : رفتیم و ز ما زمانه آشفته بماند
شمارهٔ ۸ : ای بس که به خار مژه خارا سفتیم
شمارهٔ ۹ : اینک جانم به پیشِ جانان شدهام
شمارهٔ ۱۰ : صد دُر به اشارتی بسفتیم و شدیم
شمارهٔ ۱۱ : گلهای حقیقت بنرُفتیم یکی
شمارهٔ ۱۲ : چون چنگ، همه خروش میباید بود
شمارهٔ ۱۳ : از نادره، نادر جهانیم امروز
شمارهٔ ۱۴ : در فقر دلم عزم سیاهی دارد
شمارهٔ ۱۵ : درویشی را به هر چه خواهی ندهم
شمارهٔ ۱۶ : که کرد چو بازی مگسی را هرگز
شمارهٔ ۱۷ : عیسی چو شرابِ لطف در کامم ریخت
شمارهٔ ۱۸ : گه یک نفسم هر دوجهان میگیرد
شمارهٔ ۱۹ : از دفترِ عشقم ورقی بنهادم
شمارهٔ ۲۰ : آمد دلم و کام روا کرد و برفت
شمارهٔ ۲۱ : جمشید یقین شدم ز پیدایی خویش
شمارهٔ ۲۲ : رفتم که زبان را سر انشا بنماند
شمارهٔ ۲۳ : دل نیست که نور حق بر او تافته نیست
شمارهٔ ۲۴ : ای دل به سخن مثل محال است تُرا
شمارهٔ ۲۵ : موج سخنم ز اوج پروین بگذشت
شمارهٔ ۲۶ : اینها که زنظم و نثرِ خود میلافند
شمارهٔ ۲۷ : خورشید چو رخ نمود انجم برخاست
شمارهٔ ۲۸ : در وقت بیان،عقل سخن سنج مراست
شمارهٔ ۲۹ : تا کی سخن لطیف نیکو گویم
شمارهٔ ۳۰ : تا روی چو آفتاب دلدار بتافت
شمارهٔ ۳۱ : دل میبینم عاشق وآشفته ازو
شمارهٔ ۳۲ : یا رب ز خور و خفت چه میباید دید
شمارهٔ ۳۳ : تا بود مجال گفت، جان، دُرها سفت
شمارهٔ ۳۴ : در هر سخنی که سر بدان آوردم
شمارهٔ ۳۵ : بر دل ز هوا اگر چه بند است تُرا
شمارهٔ ۳۶ : بس دُرِّ یقین که میبسفتم با تو
شمارهٔ ۳۷ : جانم دُرِ این قلزم بیپایان سفت
شمارهٔ ۳۸ : آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
شمارهٔ ۳۹ : ای خلق فرو مانده کجایید همه
شمارهٔ ۴۰ : دیدی که چِهها با منِ شیدا کردی
شمارهٔ ۴۱ : هان ای دل بیدار بخفتی آخر
شمارهٔ ۴۲ : مرغی دیدم نشسته بر ویرانی
شمارهٔ ۴۳ : عالم که امان نداد کس را نفسی
شمارهٔ ۴۴ : زین کژ که به راستی نکو میگردد
شمارهٔ ۴۵ : ماییم به صد هزار غم رفته به خاک
شمارهٔ ۴۶ : با زهر اجل چو نیست تریاکم روی
شمارهٔ ۴۷ : عطار به درد از جهان بیرون شد
شمارهٔ ۴۸ : گاهی سخنم به صد جنون بنویسند