اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
هلالی جغتایی
»
شاه و درویش
بخش ۳
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
بخش ۱ : ای وجود تو اصل هر موجود
بخش ۲ - مصایب مصنف و مناجات : ای دوای درون خستهدلان
بخش ۳ - مناجات : سالها شد که مهر عالمسوز
بخش ۴- در نعت سیدالمرسلین صلیالله علیه و سلم : از خدا گر ره خدا طلبی
بخش ۵ - وصف معراج رسولالله و صحابهٔ کبار آن : ای خوش آن شب که جبرئیل امین
بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیهالسلام : در دریای سرمدست علی
بخش ۷ - تعریف کلام فصیح و شعر : گوهر حقهٔ دهان سخنست
بخش ۸ - سبب تصنیف کتاب : روزی از روزهای فصل بهار
بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعی : ای که با من سر سخن داری
بخش ۱۰ - آغاز قصهٔ شاه و درویش : سخنآرای این حدیث کهن
بخش ۱۱ - در آزاد شدن شهزاده از مکتب و ملول بودن درویش : یار هرگه درو نظر میکرد
بخش ۱۲ - حال گدا به وقت شب در جدایی شاهزاده : چون شب تیره در میان آمد
بخش ۱۳ - حالات شاه و گدا در مکتب : صبح دم کز نسیم مهرافروز
بخش ۱۴ - در فسونسازی شهزاده به معلم به جهت دلداری درویش : شاه چون در گدا نظر میکرد
بخش ۱۵ - حال عشق شاهزاده با گدا : باز چون ظلمت شب آمد پیش
بخش ۱۶ - افشای راز عشق و ملامت عوام : باز چو مهر از فلک سر زد
بخش ۱۷ - خبردار شدن مردم از حال درویش و پیدا شدن رقیب کافرکیش بداندیش : اهل مکتب شدند واقف حال
بخش ۱۸ - راندن کوئوال گدا را از مکتب به رقابت خود : هیچ جا در جهان حبیبی نیست
بخش ۱۹ - رفتن گدا به شب بر در شاهزاده : یک شب القصه رو به شاه آورد
بخش ۲۰ - نالیدن درویش در کوی شاه : آن شب آفاق همچو گلشن بود
بخش ۲۱ - دیدار شاه از بام در شب ماه روشن : آمد و جا گرفت بر لب بام
بخش ۲۲ - در صفت کبوتربازی شاه و نظاره کردن درویش : صبح چون ریخت دانهٔ انجم
بخش ۲۳ - سر راه گرفتن رقیب درویش را : چند روزی که شاهزادهٔ عصر
بخش ۲۴ - جستن کبوتر شاه بر درویش و نامه نوشتن به بال او : بود شه را کبوتری که فلک
بخش ۲۵ - رفتن شاهزاده به میدان : روز دیگر که آفتاب منیر
بخش ۲۶ - در تعریف کمان شاه گوید : بر سر دست شه کمانی بود
بخش ۲۷ - مناظرهٔ تیر و کمان با یکدیگر : شاه تیری که در کمان پیوست
بخش ۲۸ - جواب دادن کمان به تیر و صلح کردن : چون کمان این سخن شنید از تیر
بخش ۲۹ - واقف شدن مردم از عشقبازی و دلداری درویش و بهانه ساختن رقیب شکار را به جهتجدایی آنها : چند روزی که شاه بندهنواز
بخش ۳۰ - حیله کردن رقیب و خبردار نمودن شاه گدا را : روز دیگر که وقت میدان شد
بخش ۳۱ - رفتن درویش به صحرا و ساکن شدنش در کوهی و منتظر بودنش به مقدم شاه : بود کوهی و بوالعجب کوهی
بخش ۳۲ - وصف غزال کوهی : در صف آهوان غزالی بود
بخش ۳۳ - بزمآرایی لشکر به شکار : چون ز بهر نشاط نوروزی
بخش ۳۴ - تعاقب شاهزاده غزال را و رسیدن هر دو پیش گدا : آن غزالی که گفته شد زین پیش
بخش ۳۵ - بزمآرایی شاه و نظر کردن گدا : شب که در بزمگاه مینا رنگ
بخش ۳۶ - رفتن شاهزاده به دیدن درویش : روز دیگر که با هزار شکوه
بخش ۳۷ - به شهر آمدن شهزاده : بار دیگر که خسرو انجم
بخش ۳۸ - اقامت شاهزاده بر لب دریا و کدا بر کوه : بود چون بحر و کان ز معنی پر
بخش ۳۹ - رفتن شاه پیش گدا و بشارت تختنشینی : از قضا دور چرخ کاری کرد
بخش ۴۰ - نامه نوشتن خسرو و خواستن شهزاده را از سیاحت کنار دریا : خوشنویسی که این رقم زده بود
بخش ۴۱ - آمدن شهزاده به شهر و کیفیت استقبال او : شاه تا نامهٔ پدر برخواند
بخش ۴۲ - در صفت خزان و وفات کردن خسرو : این بود اقتضای لیل و نهار
بخش ۴۳ - وصیت خسرو و وفات و تجهیز و تدفین او : شاه را خواندی سوی خود خسرو
بخش ۴۴ - ایضا فی الموعظه النصیحه : لالهزار جهان عجب باغیست
بخش ۴۵ - بر تخت نشستن شاه و توفیهٔ عهد با درویش : دور او همچو دور می خوش بود
بخش ۴۶ - آمدن گدا به دربار شاه : چون ز الطاف شاه نیکاندیش
بخش ۴۷ - به وصل رسیدن درویش و دوری او بار دیگر به جور رقیب : گفت راوی که شاه هر نفسی
بخش ۴۸ - عزیمت کردن شاه بر سر خصم و ظفر یافتن او بر دشمن و کشته شدن رقیب : باز چون موسم زمستان شد
بخش ۴۹ - عمر به سر کردن شاه و گدا با یکدیگر : چون سر زلف شب به دست آمد
بخش ۵۰ - در بیوفایی عمر : آه ازین منزلی که در پیشست
بخش ۵۱ - در خاتمهٔ کتاب گوید : شکر لله که این خجسته کلام
بخش ۵۲ - حکایت به طریق تمثیل : کرکسی ژاژخای بیمعنی
بخش ۵۳ - مناجات : کردگارا به بینیازی خویش