اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
جامی
»
هفت اورنگ
»
سلامان و ابسال
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
بخش ۱ - در ستایش خداوند : ای به یادت تازه جان عاشقان!
بخش ۲ - در سبب نظم کتاب : ضعف پیری قوت طبعم شکست
بخش ۳ : چون رسیدم شب بدین جا زین خطاب
بخش ۴ - آغاز داستان سلامان و ابسال : شهریاری بود در یونان زمین
بخش ۵ - ظاهر شدن آرزوی فرزند بر شاه : چون به تدبیر حکیم نامدار
بخش ۶ - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند پس از نکوهش شهوت و زن : کرد چون دانا حکیم نیکخواه
بخش ۷ - صفت چوگان باختن سلامان : صبحدم چون شاه این نیلی تتق
بخش ۸ - در صفت کمانداری و تیراندازی وی : از کمانداران خاص اندر زمان
بخش ۹ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای وی : بود در جود و سخا دریا کفی
بخش ۱۰ - ظاهر شدن عشق ابسال بر سلامان : چون سلامان را شد اسباب جمال
بخش ۱۱ - تاثیر حیلتهای ابسال در سلامان : چون سلامان با همه حلم و وقار
بخش ۱۲ - تمتع یافتن سلامان و ابسال از صحبت یکدیگر : چون سلامان مایل ابسال شد
بخش ۱۳ - آگاه شدن شاه و حکیم از کار سلامان و ابسال : چون سلامان شد حریف ابسال را
بخش ۱۴ - نصیحت کردن شاه و حکیم سلامان را و جواب گفتن وی : «دیدهٔ اقبال من روشن به توست
بخش ۱۵ - تنگ شدن کار بر سلامان از ملامت بسیار و گریختن با ابسال : هر کجا از عشق جانی در هم است
بخش ۱۶ - در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیرهای خرم رسیدن : چون سلامان هفتهای محمل براند
بخش ۱۷ - آگاه شدن شاه از گریختن سلامان و دیدن او در آیینهٔ گیتینمای : شه چو شد آگاه بعد از چند گاه
بخش ۱۸ - رسیدن سلامان پیش پدر و اظهار شعف کردن وی : چون پدر روی سلامان را بدید
بخش ۱۹ - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و در آتش رفتن با ابسال : کیست در عالم ز عاشق خوارتر؟
بخش ۲۰ - بازماندن سلامان از ابسال و زاری کردن بر دوری وی : باشد اندر دار و گیر روز و شب
بخش ۲۱ - عاجز شدن شاه از تدبیر کار سلامان و مشورت با حکیم : چون سلامان ماند ز ابسال اینچنین
بخش ۲۲ - منقاد شدن سلامان حکیم را : چون سلامان گشت تسلیم حکیم
بخش ۲۳ - وصیت کردن شاه سلامان را : «ای پسر ملک جهان جاوید نیست
بخش ۲۴ - مراد ازین قصه تنها صورت قصه نیست : باشد اندر صورت هر قصهای
بخش ۲۵ - در بیان مقصود : صانع بیچون چو عالم آفرید