اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
مولوی
»
دیوان شمس
»
ترجیعات
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
اول : هم روت خوش هم خوت خوش هم پیچ زلف و هم قفا
دوم : ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما
سوم : حد و اندازه ندارد نالها و آه را
چهارم : ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا
پنجم : آنچ دیدی تو ز درد دلم افزود بیا
ششم : ای ساقیان مشفق سودا فزود سودا
هفتم : مستی و عاشقی و جوانی و یار ما
هشتم : بلبل سرمست برای خدا
نهم : باز این دل سرمستم دیوانهٔ آن بند است
دهم : هست کسی کو چو من اشکار نیست
یازدهم : بیا، که باز جانها را شهنشه باز میخواند
دوازدهم : زان بادهٔ صوفی بود از جام، مجرد
سیزدهم : پیکان آسمان که به اسرار ما درند
چهاردهم : ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند
پانزدهم : ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار
شانزدهم : بیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اول
هفدهم : گر دلت گیرد و گر گردی مول
هجدهم : نامه رسید زان جهان بهر مراجعت برم
نوزدهم : ای خواب به روز همدمانم
بیستم : هله درده می بگزیده که مهمان توم
بیست و یکم : هله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
بیست و دوم : هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم
بیست و سوم : هرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمین
بیست و چهارم : امروز به قونیه، میخندد صد مه رو
بیست و پنجم : شب مست یار بودم و در های های او
بیست و ششم : ای جان مرا از غم و اندیشه خریده
بیست و هفتم : ای درد دهندهام دوا ده
بیست و هشتم : ای آنک ما را از زمین بر چرخ اخضر میکشی
بیست و نهم : با شیر رو به شانگی آوردمان دیوانگی
سیام : عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی
سی و یکم : اگر سوزد درون تو چو عود خام، ای ساقی
سیو دوم : شاهنشه مایی تو و به گلبرگ مایی
سیو سوم : رها کن ناز، تا تنها نمانی
سیوچهارم : جهان اندر گشاده شد جهانی
سیپنجم : زهی دریا زهی بحر حیاتی
سی و ششم : فتاد این دل به عشق پادشاهی
سی و هفتم : ای بانگ و صلای آن جهانی
سی و هشتم : هر روز بگه ز در درآیی
سی و نهم : مستیان در عربده، رفتند و رفتم گوشهٔ
چهلم : هله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی
چهل و یکم : تو برو، که من ازینجا بنمیروم به جایی
چهل و دوم : ماییم و بخت خندان، تا تو امیر مایی
چهل و سوم : زین دودناک خانه گشادند روزنی
چهل و چهارم : گر مه و گز زهره و گر فرقدی