گفت آن صوفی چه بودی کاین جهان
ابروی رحمت گشادی جاودان
هر دمی شوری نیاوردی به پیش
بر نیاوردی ز تلوینهاش نیش
شب ندزدیدی چراغ روز را
دی نبردی باغ عیش آموز را
جام صحت را نبودی سنگ تب
ایمنی را خوف نآوردی کرب
خود چه کم گشتی ز جود و رحمتش
گر نبودی خرخشه در نعمتش
< بخش ۵۳ - جواب قاضی س...
بخش ۵۱ - جواب گفتن آ... >