اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
سعدی
»
بوستان
»
باب نهم در توبه و راه صواب
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
سر آغاز : بیا ای که عمرت به هفتاد رفت
حکایت پیرمرد و تحسر او بر روزگار جوانی : شبی در جوانی و طیب نعم
حکایت : کهن سالی آمد به نزد طبیب
گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری : جوانا ره طاعت امروز گیر
حکایت در معنی ادراک پیش از فوت : شبی خوابم اندر بیابان فید
حکایت : قضا زندهای رگ جان برید
حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت : فرو رفت جم را یکی نازنین
حکایت : یکی پارسا سیرت حق پرست
حکایت عداوت در میان دو شخص : میان دو تن دشمنی بود و جنگ
حکایت : شبی خفته بودم به عزم سفر
موعظه و تنبیه : خبر داری ای استخوانی قفس
حکایت در عالم طفولیت : ز عهد پدر یادم آید همی
حکایت : یکی برد با پادشاهی ستیز
حکایت : یکی مال مردم به تلبیس خورد
حکایت : همی یادم آید ز عهد صغر
حکایت مست خرمن سوز : یکی غله مرداد مه توده کرد
حکایت : یکی متفق بود بر منکری
حکایت زلیخا با یوسف (ع) : زلیخا چو گشت از می عشق مست
مثل : پلیدی کند گربه بر جای پاک
حکایت سفر حبشه : غریب آمدم در سواد حبش
حکایت : یکی را به چوگان مه دامغان
حکایت : به صنعا درم طفلی اندر گذشت