اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
الهی نامه
»
بخش چهاردهم
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
المقالة الرابع عشر : پسر گفتش اگر آب حیاتم
جواب پدر : پدر بگشاد راهش در هدایت
(۱) سکندر و وفات او : سکندر در کتابی دید یک روز
(۲) حکایت نمرود : یکی کَشتی شکست و هفتصد تن
(۳) حکایت آن مرد که صدقه بدرویشان میداد : بزرگی گفت پر شوقست جانم
(۴) حکایت لقمۀ حلال : رفیقی گفت با من کان فلانی
(۵) حکایت پیرزن با شیخ و نصیحت او : نشسته بود روزی پیرِ اصحاب
(۶) حکایت امیرالمؤمنین عمرخطاب رضی الله عنه با جوان عاشق : بحربی رفت فاروق و ظفر یافت
(۷) حکایت آن درویش که آرزوی طوفان کرد : یکی پرسید ازان گستاخ درگاه
(۸) حکایت پیر عاشق با جوان گازر : جوانی سرو بالا بود چون ماه
(۹) حکایت مجنون با آن سائل که سؤال کرد : چنین گفتست مجنون آن یگانه
(۱۰) حکایت روباه که در دام افتاد : بدام افتاد روباهی سحرگاه
(۱۱) حکایت سلطان محمود با ایاز : مگر سلطان دین محمود یک روز
(۱۲) حکایت محمد عیسی با دیوانه : محمد ابن عیسی کز لطیفه
(۱۳) حکایت سلطان محمود که با دیوانه نشست : بر دیوانهٔ محمود بنشست
(۱۴) حکایت دیوانهای که گلیم فروخت : گلیمی بود آن شوریده جان را
(۱۵)حکایت آن زن که طواف کعبه میکرد و مردی که نظر برو کرد : یکی عورت طواف خانه میکرد
(۱۶) حکایت مهستی دبیر با سلطان سنجر : مهستی دبیر آن پاک جوهر
(۱۷) حکایت محمود و شمار کردن پیلان : مگر یک روز محمود عدوبند
(۱۸) حکایت عیسی علیه السلام با جهودان : بکوئی می فرو شد عیسی پاک
(۱۹) حکایت آن دزد که گرفتار شد : مگر شد ناگهی دزدی گرفتار
(۲۰) حکایت دیوانۀ چوب سوار : یکی دیوانه چوبی بر نشسته
(۲۱) حکایت سپهدار که قلعۀ کرد با دیوانه : سپهداری برای کوتوالی
(۲۲) حکایت سلطان محمود با مظلوم : مگر محمود میشد بامدادی
(۲۳) حکایت مجنون : یکی پرسید از مجنون که چونی
(۲۴) حکایت جوان نمک فروش که بر ایاز عاشق شد : جوانی بود سرگردان همیشه