اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : آن دید بقا که جز بقا هیچ ندید
شمارهٔ ۲ : میپنداری که در همه کون کسی است
شمارهٔ ۳ : در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ
شمارهٔ ۴ : با دانش او بیخبری داند بود
شمارهٔ ۵ : در حضرت توحید پس و پیش مدان
شمارهٔ ۶ : گر بر در آفتاب روشن باشم
شمارهٔ ۷ : عشقش به وجود متّهم کرد تو را
شمارهٔ ۸ : این هر دو جهان عکس کمالی پندار
شمارهٔ ۹ : بگذر ز حس و خیال،ای طالب حال
شمارهٔ ۱۰ : هر دل که به توحید ز درویشان است
شمارهٔ ۱۱ : ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو
شمارهٔ ۱۲ : چون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی
شمارهٔ ۱۳ : شایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنی
شمارهٔ ۱۴ : هیچ است همه، وسوسهٔ خاطر چند
شمارهٔ ۱۵ : تا چند ازین غرور بسیار تو را
شمارهٔ ۱۶ : این قالب اگر بلند دیدی ور پست
شمارهٔ ۱۷ : دل از می عشق مست میپنداری
شمارهٔ ۱۸ : جان شیفتهٔ الست میپنداری
شمارهٔ ۱۹ : جانت به گُوِ تنی در افتاد و برفت
شمارهٔ ۲۰ : جمشید به گلخنی در افتاد و برفت
شمارهٔ ۲۱ : در فرع کجا مشبّهی افتاده است
شمارهٔ ۲۲ : آخر ره دورت به کناری برسد
شمارهٔ ۲۳ : هر چند که نیستی کمت خواهد بود
شمارهٔ ۲۴ : چون هستی را نیست کسی اولیتر
شمارهٔ ۲۵ : ای بس که دل تو بیم دارد در پیش
شمارهٔ ۲۶ : درویشی چیست مست و مفلس بودن
شمارهٔ ۲۷ : جز بیذاتی لایق درویشان نیست
شمارهٔ ۲۸ : با درویشان، «کن و مکن» نتوان گفت
شمارهٔ ۲۹ : خلقان همه در آینهای مینگرند
شمارهٔ ۳۰ : درها به فنا گشادهاند، اینت عجب!
شمارهٔ ۳۱ : تا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریم
شمارهٔ ۳۲ : دعوی وجود از سر مستی شوم است
شمارهٔ ۳۳ : درویشِ تو را توانگری میبایست
شمارهٔ ۳۴ : گر ما به هزار تک بخواهیم دوید
شمارهٔ ۳۵ : در عشق مرا چون عدم محض فزود
شمارهٔ ۳۶ : چون در ره این کار مرا دید فزود
شمارهٔ ۳۷ : از بس که در آثار نمیبینم من
شمارهٔ ۳۸ : هیچم همه تا با خود و با خویشتنم
شمارهٔ ۳۹ : نه فخر ز سرفرازیم میآید
شمارهٔ ۴۰ : من ماندهام و لیک بی من منییی
شمارهٔ ۴۱ : زان روز که در صدر خودی بنشستم
شمارهٔ ۴۲ : اول همه نیستی است تا اول کار
شمارهٔ ۴۳ : عمری به فنا بر دلم آوردم دست
شمارهٔ ۴۴ : هیچم من و در گفت و شنید آمدهام
شمارهٔ ۴۵ : این بیخودیی که من در آن افتادم
شمارهٔ ۴۶ : ای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ است
شمارهٔ ۴۷ : ای بود تو پیوسته بنا بود آخر