اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : چندان که تو اسرار حقیقت خواهی
شمارهٔ ۲ : اول میلم چو از همه سویی بود
شمارهٔ ۳ : ناکرده وجودم بدل اینجا چه کنم
شمارهٔ ۴ : آواز آمد مرا که در جستن دوست
شمارهٔ ۵ : عمری چو فلک ز تگ نمیفرسودم
شمارهٔ ۶ : هرچند دریغ صدهزار است هنوز
شمارهٔ ۷ : گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاک
شمارهٔ ۸ : تا با سگ نفس همنشین خواهم بود
شمارهٔ ۹ : هر دم سگ نفس با دلم باز نهد
شمارهٔ ۱۰ : نفسی دارم که هر نفس مِه گردد
شمارهٔ ۱۱ : از آتش شهوت جگرم میسوزد
شمارهٔ ۱۲ : خون شد جگرم ز غصّهٔ خویش مرا
شمارهٔ ۱۳ : دل را که نه دنیا و نه دین میبینم
شمارهٔ ۱۴ : از جان سیرم ازانک تن میخواهد
شمارهٔ ۱۵ : گاهم ز سگ نفس مشوش بودن
شمارهٔ ۱۶ : این نفس کم انگاشته آید آخر
شمارهٔ ۱۷ : چون نفس سگیست بدگمان چتوان کرد
شمارهٔ ۱۸ : هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشت
شمارهٔ ۱۹ : آنها که مدام از پس این کار شوند
شمارهٔ ۲۰ : آنجا که فنای نامداران باید
شمارهٔ ۲۱ : ای نفس فرو گرفته سر تا سر تو
شمارهٔ ۲۲ : ای در غم نان و جامه و آز و نیاز
شمارهٔ ۲۳ : بد چند کنی کار نکو کن بنشین
شمارهٔ ۲۴ : هر دل که به نفس ره به آگاهی برد
شمارهٔ ۲۵ : از کس چو سخن نمیپذیری آخر
شمارهٔ ۲۶ : ای عقلِ تو کرده مبتلای خویشت
شمارهٔ ۲۷ : دردا که دلی که در جهان کار نداشت
شمارهٔ ۲۸ : مائیم به امر، پای ناآورده
شمارهٔ ۲۹ : گاهی به هوس حرف فنا میخوانیم
شمارهٔ ۳۰ : مائیم که نه سوخته و نه خامیم
شمارهٔ ۳۱ : یک عاشق پاک و یک دل زنده کجاست
شمارهٔ ۳۲ : دردا که غرور بود و بسیاری بود
شمارهٔ ۳۳ : بیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشت
شمارهٔ ۳۴ : مسکین دل من تخم طلب کاشته بود
شمارهٔ ۳۵ : گه خلوت بینِ هفت گلشن بودم