اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : ذوق شکر از چشیدن آمد حاصل
شمارهٔ ۲ : فرّخ دل آن که مُرد حیران و نگفت
شمارهٔ ۳ : خود را به طریق چاره میباید کرد
شمارهٔ ۴ : امروز دلی سخن نیوش اولیتر
شمارهٔ ۵ : ای دل چو شراب معرفت کردی نوش
شمارهٔ ۶ : تا چند زنی ای دلِ برخاسته جوش
شمارهٔ ۷ : تا چشم ز دیدارِ جهان در بستیم
شمارهٔ ۸ : ای دل شب و روز چند جوشی، بنشین
شمارهٔ ۹ : تا کی زنی ای دل خسته جوش
شمارهٔ ۱۰ : ای دل به سخن مگرد در خون پس ازین
شمارهٔ ۱۱ : گر بحرنهای، ز جوش بنشین آخر
شمارهٔ ۱۲ : گر نام ونشان من توانستی بود
شمارهٔ ۱۳ : چون لوح دل از دو کون بستردم من
شمارهٔ ۱۴ : در فقر، سیاه پوشیم اولیتر
شمارهٔ ۱۵ : در عشق تو از بس که خروش آوردیم
شمارهٔ ۱۶ : هر چند که نیست هیچ از حق خالی
شمارهٔ ۱۷ : چون برفکنند از همه چیزی سرپوش
شمارهٔ ۱۸ : دل در پی راز عشق، پویان میدار
شمارهٔ ۱۹ : در عالم توحید به کس هیچ مگوی
شمارهٔ ۲۰ : تا برجایی بجای میباش و خموش!
شمارهٔ ۲۱ : هر چند ترا محرم اسراری نیست
شمارهٔ ۲۲ : تا کی به سخن زبان خروشان داری
شمارهٔ ۲۳ : تا چند زنی منادی، ای سر که فروش!
شمارهٔ ۲۴ : گر خواهی تو که وقت خود داری گوش
شمارهٔ ۲۵ : اجزای تو جمله گوش میباید و بس
شمارهٔ ۲۶ : آن به که نفس ز کارِ عالم نزنی