اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب بیست و ششم: در صفت گریستن
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : چون جان دلم ز سیر،چون برق شدند
شمارهٔ ۲ : در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز
شمارهٔ ۳ : دریای دلم گرچه بسی میآشفت
شمارهٔ ۴ : خون دل من که هر دم افزون گردد
شمارهٔ ۵ : شب نیست که خون از دل غمناک نریخت
شمارهٔ ۶ : این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
شمارهٔ ۷ : گر دل بشناختی که من کیستمی
شمارهٔ ۸ : گر جان گویم جای خرابش بنماند
شمارهٔ ۹ : هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد
شمارهٔ ۱۰ : چون دریائی کنار من از جا خاست
شمارهٔ ۱۱ : هر چند که پشت و روی دارم کاری
شمارهٔ ۱۲ : گفتم ای چشم خواب میباید برد
شمارهٔ ۱۳ : آن دل که نشان غمگساری میجست
شمارهٔ ۱۴ : ای دل هر دم دست به خون نتوان برد
شمارهٔ ۱۵ : ای دل ز هوای عشق کیفر میبر
شمارهٔ ۱۶ : هر سیل که از خون جگر خواهد خاست
شمارهٔ ۱۷ : خونی که مرا در دل و جان اکنون هست
شمارهٔ ۱۸ : یک همنفسی کو که برو گریم من
شمارهٔ ۱۹ : گفتم:دل من که خانهٔ جان اینست
شمارهٔ ۲۰ : از شرم رخت سرخی گل میبشود
شمارهٔ ۲۱ : ای عشق توأم در تک و تاب افکنده
شمارهٔ ۲۲ : تا کی ریزم ز چشمِ خون پالا اشک
شمارهٔ ۲۳ : چون دردِ دلم تو میپسندی بسیار
شمارهٔ ۲۴ : تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو
شمارهٔ ۲۵ : ای از رخ چون گلت گلابِ دیده
شمارهٔ ۲۶ : چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
شمارهٔ ۲۷ : تن خاک نشین چشم یار آمده گیر
شمارهٔ ۲۸ : جانا!غم تو با تن چون مویم داشت
شمارهٔ ۲۹ : چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد
شمارهٔ ۳۰ : تا کی ز تو روی بر زمین باید داشت
شمارهٔ ۳۱ : بس سیل که خاست هر نفس چشمم را
شمارهٔ ۳۲ : زان روی که در روی تو چشمم نگریست
شمارهٔ ۳۳ : آن ماه، مرا چو خاک در کوی افکند
شمارهٔ ۳۴ : چون ایندل غم کشم وطن در خون دید
شمارهٔ ۳۵ : روزی که دل شکسته پیش تو کشم
شمارهٔ ۳۶ : با دل گفتم بسی زیان میبینم
شمارهٔ ۳۷ : از گریهٔ خود بسی نکویی دارم
شمارهٔ ۳۸ : شبرنگ خطت که رام افسونم بود
شمارهٔ ۳۹ : از رشک تو، کاغذین کنم پیراهن
شمارهٔ ۴۰ : چون هر مویم نوحه گر آید بی تو
شمارهٔ ۴۱ : دل را که شد از یک نظر دیده خراب
شمارهٔ ۴۲ : اول دل من، عشق رخت در جان داشت
شمارهٔ ۴۳ : گر دل نه چنین عاشق شیدا بودی
شمارهٔ ۴۴ : خونی که من از دیده به در میریزم
شمارهٔ ۴۵ : آن دل که دمی بی تو سر جانش نبود
شمارهٔ ۴۶ : گرچه غمم از گریستن بیرونست
شمارهٔ ۴۷ : چون با غم تو دل مرا تاب نماند