اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
عطار
»
مختارنامه
»
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
شمارهٔ ۱ : لعلت که خجل کرد گل رعنا را
شمارهٔ ۲ : چون دیده به روی تو نظر بگشاید
شمارهٔ ۳ : جانم که به لب از لب لعل تو رسید
شمارهٔ ۴ : زلفِ تو سرِ درازدستی دارد
شمارهٔ ۵ : ای کرده پسند از دو جهان چاره منت
شمارهٔ ۶ : بنگر که دلم چه گونه مظلوم نمود
شمارهٔ ۷ : لعل تو براتِ کامرانی دهدم
شمارهٔ ۸ : چون توبهٔ تو گناه خواهد افتاد
شمارهٔ ۹ : زانگه که مرا سوی تو آهنگ افتاد
شمارهٔ ۱۰ : فرسودنِ لعلِ آبدارت بر من
شمارهٔ ۱۱ : ای جانِ همه جهان زکوةِ لبِ تو
شمارهٔ ۱۲ : دل نیست کز آن ماه برنجد هرگز
شمارهٔ ۱۳ : ای ماه به چهره یا گلی یا سمنی
شمارهٔ ۱۴ : از وعدهٔ کژ دل به غمت میافتد
شمارهٔ ۱۵ : آنجا که سر زلف تو جانها ببرد
شمارهٔ ۱۶ : آن خندهٔ خوش اگرچه پیوسته بهَست
شمارهٔ ۱۷ : آن دل که ز دست من کنون خواهی برد
شمارهٔ ۱۸ : بر شاخِ دل شکسته یک برگم نیست
شمارهٔ ۱۹ : چون گشت لبت به یک شکر ارزانی
شمارهٔ ۲۰ : زهرم آید شکرستان بی لبِ تو
شمارهٔ ۲۱ : چشمت که سبق به دلربائی او راست
شمارهٔ ۲۲ : کس مثل تو در جهانِ جان ماه نیافت
شمارهٔ ۲۳ : من بی سر و سامانِ تو میخواهم زیست
شمارهٔ ۲۴ : چون گِرد مه از مشک سیه مور آورد
شمارهٔ ۲۵ : زان پسته که شیرینی جان میخیزد
شمارهٔ ۲۶ : در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او
شمارهٔ ۲۷ : گفتم:«شکری از دهنت، درگذری
شمارهٔ ۲۸ : دل، مست بتی عهدشکن دارم من
شمارهٔ ۲۹ : گفتم که «چنان شیفتهٔ آن دهنم
شمارهٔ ۳۰ : گفتم: «شکریم ده مسلمانی نیست»
شمارهٔ ۳۱ : گفتم که «هزار رونق افزون گیری
شمارهٔ ۳۲ : گفتم:«بردی از لب و دندان جانم
شمارهٔ ۳۳ : میآمد و بر زلف شکن میانداخت
شمارهٔ ۳۴ : ترکم همه کارم به خلل خواهد کرد
شمارهٔ ۳۵ : عشقش ز وجودم عدمی میسازد