اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
فردوسی
»
شاهنامه
»
داستان رستم و اسفندیار
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
بخش ۱ - آغاز داستان : کنون خورد باید می خوشگوار
بخش ۲ : ز بلبل شنیدم یکی داستان
بخش ۳ : چو بگذشت شب گرد کرده عنان
بخش ۴ : به فرزند پاسخ چنین داد شاه
بخش ۵ : کتایون چو بشنید شد پر ز خشم
بخش ۶ : به شبگیر هنگام بانگ خروس
بخش ۷ : بفرمود تا بهمن آمدش پیش
بخش ۸ : سخنهای آن نامور پیشگاه
بخش ۹ : یکی کوه بد پیش مرد جوان
بخش ۱۰ : چو بشنید رستم ز بهمن سخن
بخش ۱۱ : ز رستم چو بشنید بهمن سخن
بخش ۱۲ : بفرمود کاسپ سیه زین کنید
بخش ۱۳ : چو رستم برفت از لب هیرمند
بخش ۱۴ : نشست از بر رخش چون پیل مست
بخش ۱۵ : چنین گفت با رستم اسفندیار
بخش ۱۶ : بدو گفت رستم که آرام گیر
بخش ۱۷ : چو از رستم اسفندیار این شنید
بخش ۱۸ : چنین گفت رستم به اسفندیار
بخش ۱۹ : چنین پاسخ آوردش اسفندیار
بخش ۲۰ : چو رستم بدر شد ز پردهسرای
بخش ۲۱ : چو رستم بیامد به ایوان خویش
بخش ۲۲ : چو شد روز رستم بپوشید گبر
بخش ۲۳ : بدانگه که رزم یلان شد دراز
بخش ۲۴ : کمان برگرفتند و تیر خدنگ
بخش ۲۵ : وزان روی رستم به ایوان رسید
بخش ۲۶ : ببودند هر دو بران رای مند
بخش ۲۷ : سپیده همانگه ز که بر دمید
بخش ۲۸ : بدانست رستم که لابه به کار
بخش ۲۹ : چنین گفت با رستم اسفندیار
بخش ۳۰ : یکی نغز تابوت کرد آهنین
بخش ۳۱ : همی بود بهمن به زابلستان