اپ اندروید گنج حضور
اپ آیفون گنج حضور
اینستاگرام
کلاسهای آموزش زبان فارسی
حمایت از گنجنما
تماس با ما
صفحه اصلی
»
فردوسی
»
شاهنامه
»
پادشاهی اسکندر
لیست شعرا
ابوسعید ابوالخیر
احمد شاملو
اسدی توسی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
بیدل دهلوی
جامی
حافظ
خاقانی
خلیلالله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام
رضیالدین آرتیمانی
رهی معیری
رودکی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی
سهراب سپهری
سیف فرغانی
شاطرعباس صبوحی
شاه نعمتالله ولی
شاهنامه گویا
شهریار
شیخ بهایی
شیخ محمود شبستری
صائب تبریزی
عبدالواسع جبلی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فخرالدین اسعد گرگانی
فرخی سیستانی
فردوسی
فروغ فرخزاد
فروغی بسطامی
فیض کاشانی
قاآنی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملا هادی سبزواری
ملکالشعرای بهار
منوچهری
مهستی گنجوی
مولوی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
نیما یوشیج
هاتف اصفهانی
هلالی جغتایی
وحشی
پروین اعتصامی
کسایی
قرآن کریم
جستجو برای :
تمامی شعرا
فقط در آثار حافظ
فقط در آثار خیام
فقط در آثار فردوسی
فقط در آثار مولوی
فقط در آثار نظامی
فقط در آثار سعدی
جستجو در آثار :
جستجوی عبارت
جستجو بر اساس تشبیه کلمات
نوع جستجو :
بخش ۱ : سکندر چو بر تخت بنشست گفت
بخش ۲ : بفرمود تا پیش او شد دبیر
بخش ۳ : دلارای چون آن سخنها شنید
بخش ۴ : ز عموریه مادرش را بخواند
بخش ۵ : چنین گفت گویندهٔ پهلوی
بخش ۶ : چو بشنید مهران ز کید این سخن
بخش ۷ : سکندر چو کرد اندر ایران نگاه
بخش ۸ : چو نامه بر کید هندی رسید
بخش ۹ : فرستاده آمد به کردار باد
بخش ۱۰ : گزین کرد زان رومیان مرد چند
بخش ۱۱ : فرستاده برگشت زان مرز و بوم
بخش ۱۲ : چو شد کار آن سرو بن ساخته
بخش ۱۳ : بفرمود تا رفت پیشش پزشک
بخش ۱۴ : ازان پس بفرمود کان جام زرد
بخش ۱۵ : ز میلاد چون باد لشکر براند
بخش ۱۶ : چو آن نامه برخواند فور سترگ
بخش ۱۷ : چو پاسخ به نزد سکندر رسید
بخش ۱۸ : چو اسکندر آمد به نزدیک فور
بخش ۱۹ : چو لشکر شد از خواسته بینیاز
بخش ۲۰ : چو برگشت و آمد به درگاه قصر
بخش ۲۱ : سکندر چو بشنید از یادگیر
بخش ۲۲ : چو اسکندر آن نامهٔ او بخواند
بخش ۲۳ : جهانجوی ده نامور برگزید
بخش ۲۴ : بخندید قیدافه از کار اوی
بخش ۲۵ : سکندر بیامد دلی همچو کوه
بخش ۲۶ : چو طینوش گفت سکندر شنید
بخش ۲۷ : همی چاره جست آن شب دیریاز
بخش ۲۸ : وزان جایگه لشکر اندر کشید
بخش ۲۹ : همی رفت منزل به منزل به راه
بخش ۳۰ : وزان جایگه رفت خورشیدفش
بخش ۳۱ : چو نزدیکی نرمپایان رسید
بخش ۳۲ : بپرسید هرچیز و دریا بدید
بخش ۳۳ : وزان جایگه شاد لشگر براند
بخش ۳۴ : سکندر سوی روشنایی رسید
بخش ۳۵ : سکندر چو بشنید شد سوی کوه
بخش ۳۶ : سوی باختر شد چو خاور بدید
بخش ۳۷ : همی رفت یک ماه پویان به راه
بخش ۳۸ : ز راه بیابان به شهری رسید
بخش ۳۹ : وزان روی لشکر سوی چین کشید
بخش ۴۰ : بدان جایگه شاه ماهی بماند
بخش ۴۱ : سکندر سپه را به بابل کشید
بخش ۴۲ : بدانست کش مرگ نزدیک شد
بخش ۴۳ : به بابل همان روز شد دردمند
بخش ۴۴ : چو آگاه شد لشکر از درد شاه
بخش ۴۵ : چو آمد سکندر به اسکندری
بخش ۴۶ : ازان پس بیامد دوان مادرش
بخش ۴۷ : الا ای برآورده چرخ بلند